شمس الدين حافظ

302

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

218 - « خرابات » شراب بىغش و ساقىِّ خوش ، دو دام رهند * كه زيركانِ جهان ، از كمندشان نرهند من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه‌سياه * هزار شكر كه يارانِ شهر بىگنهند قدم منه به خرابات ، جز به شرطِ ادب * كه ساكنان درش ، محرمانِ پادشهند جفا نه پيشهء درويشى است و راهروى * بيار باده كه اين سالكان نه مردِ رهند مبين حقيرگدايانِ عشق را كاين قوم * شهانِ بىكمر و خسروانِ بىكُلهند مكن كه كوكبهء دلبرى شكسته شود * چو بندگان بگريزند و چاكران بجهند غلامِ همّتِ دردُىكشانِ يكرنگم * نه آن گروه كه ازرق‌لباس و دل‌سيهند به هوش باش كه هنگامِ بادِ استغنا * هزار خرمنِ طاعت به نيم‌جو ننهند جنابِ عشق بلند است ، همّتى حافظ * كه عاشقان ، رهِ بىهمّتان به خود ندهند * توضيحات : شراب بىغش ( شراب ناب و خالص ) ساقى خوش ( ساقى دلپذير و آگاه ) زيركان ( هوشياران ) نامه‌سياه ( گناهكار ) ياران شهر ( همشهريان ) محرمان ( مصاحبان راز - رازداران ) خرابات ( ميخانه معرفت ) ساكنان در ( راهروان طريق معرفت ) كله ( كلاه ) استغناء ( بىنيازى ) كوكبه دلبرى ( جماعت طرفدار دلربايى محبوب ) ارزق ( كبود ) منه ( مگذار ) شيوه ( سلوك - راه ) به هوش باش ( عاقل باش ) ننهند ( نگذارند ) معنى بيت ( 2 ) ( اگرچه من عاشق و باده‌نوش و مست ، گنهكارم اما هزار شكر كه همشهريانم بىگناهند ) معنى بيت ( 3 ) ( به ميخانهء معرفت داخل مشو مگر به شرط ادب زيرا رهروان اين طريقت رازداران جانانند پس پادشاه كشور دل هستند ) معنى بيت ( 9 ) ( اى حافظ درگاه عشق بسيار و الا و بلند است و استوارى اراده مىخواهد زيرا عاشقان جان‌نثار در جمع خود افراد سست عنصر و دون همت را راه نمىدهند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيت 6 و 7 و 8 به ترتيب فرمايد : ( ستم جايز مدان زيرا اسيران عشق و بندگان زرخريد محبت خواهند گريخت و موكب عاشقان تو پراكنده مىشود و شكوه عظمت حسن تو آسيب خواهد ديد ) ( چاكر ارادهء قوى و نيت جزم باده‌نوشان هستم كه يكدل و يكرنگ هستند پس به آن صوفيان سياهكار و سياه‌پوش كارى ندارم و اعتنايى نمىكنم ) ( متوجه باش كه باد بىنيازى خداوند اگر بوزد در آن وقت هزار خرمن عبادت را به جوى نمىپذيرند و اعتبار نمىكنند ) تو خود حديث مفصل بخوان از اين معنى . 2 - خيلى سختگيرى مىكنيد و بهانه‌هاى بىجهت مىآوريد به‌طورىكه ممكن است او آزرده خاطر و منصرف و يا فرارى گردد ، جناب‌عالى بيش از اندازه فخرفروشى مىكنيد و با طعنه و كنايه كارها را پيچيده‌تر مىسازيد . 3 - سخت گرفتار لذات و رزق و برق و مد و تقليد شده‌ايد و در اين راه افراط مىكنيد ولى مواظب باشيد از طريق حق و عدالت خارج نشويد و به گناه آلوده نگرديد كه عنايت حق از شما برداشته خواهد شد ، البته اين بدان معنى نمىباشد كه در راه بهتر بودن ، تلاش نداشته باشى بلكه بايد در راه عشق و زندگى بهتر تلاش كنى و يكدل و يكرنگ باشى و در كارهايتان صادق و موفق باش و به چيزى خوب فكر كن و از انديشه‌هاى پريشان دورى كن . 4 - ويژگيهايى جناب‌عالى عبارتند از : واقعا جذاب و دلربا ، قدرشناس ، رك‌گو ، پرحرف ، رفيق‌باز ، بىآزار ، بانمك ، سياستمدار ، پرحافظه ، تشنهء دانستن ، هوشيار ، ورزشكار ، قانع و صبور ، مادىگرا ، باحقيقت . اين نيت قابل اجراست اما به حوصله نياز دارد . نذر خود را ادا كنيد . 5 - آيا مىدانى او را در منگنه گذاشته‌اى به‌طورىكه قدرت تصميم‌گيرى را از او گرفته‌ايد ، قدرى به او فرصت بدهيد .